۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

ما خواستار توقیف قرآن بدلیل انتشار داستان یوسف و زلیخا هستیم!

روابط عمومی ما دلائل این توقیف بجا و شایسته را به این شرح اعلام کرد:
قرار گرفتن یوسف در چاه آب و گسترش فضای آب بازی در سطح جامعه
اشاعه خرید و فروش پیغمبر هزاران سال پیش از ظهور جمهوری اسلامی
ترویج بچه‌بازی توسط حاکمیت با قصد تجاوز به بچه‌ی مذکور در آینده
حمایت از فرهنگ منحط کودک آزاری توسط خواهر زلیخا از همان موقع‌ها
بریده شدن دست خواهران و حیف و میل مرکبات در شرایط بحران اقتصادی
ایجاد حس و فضای تجاوز دسته جمعی پس از دست بریدگی مورد اشاره
گسترش جادوگری و رمالی در سطح کابینه پس از پیشگوئی خشکسالی با همکاری شخص خدا
تبلیغ انواع دئودورانت و افتر شیو و اودکلن جوری که بوی آن از مصر تا کنعان برود
تشویق جهت مراجعه به مؤسسات پوست و مو و زیبائی و کلاً بکش و خوشگلم کن
 بروز چند همسری بدون تصویب دو فوریتی مجلس شورای اسلامی
 بذل و بخشش بیت المال توسط زلیخا به سپاه مطبوعه صرفاً با نیات نفسانی و عشق و حال
 افشاء نقش پلید برخی علمای حوزه علمیه و تاثیر آنان بر حاکمیت
 جر خوردگی از عقب هنگام فرار در شرایطی که هنوز جنبش سبز ایجاد نشده بود
 این مورد را بعداً خصوصی به خودتان می‌گوئیم
 این مورد را حتی خصوصی هم رویمان نمی‌شود به کسی بگوئیم
با توجه به جمیع دلائل فوق ما بطور یک تنه خواهان توقیف قرآن و چه بسا جمع آوری نسخه‌های قبلی منتشر شده بوده ، در راه جلوگیری از بسط و اشاعه داستان‌های مستهجن به هر شکلی و در هر جائی از بیژن و منیژه بگیر تا الی آخر لحظه‌ای فرو نمی‌گذاریم و متقابلاً بجای بیژن و منیژه خواستار چاپ فوری داستان عباس و خدیجه می‌باشیم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر